
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری مهندسی پزشکی(موپنا)، روزهایی که هیاهوی «میدان» و تلاطمهای بیامانِ اقتصادی، نبض بازارها را به شماره انداخته، صنعت تجهیزات پزشکی به عنوان شاهرگِ حیاتی سلامت جامعه، در دوراهی دشواری قرار گرفته است. نمایشگاههای تخصصی همواره ویترین صلابت، تداوم حیات و پیشرفت یک صنف بودهاند؛ اما در میانه بحران و تحت سایه سنگین تنشهای منطقهای، سؤالی بنیادین ذهن فعالان این حوزه را به خود مشغول کرده است: آیا در چنین اتمسفر پرریسک و متلاطمی، برپایی رویدادهای بزرگی همچون «ایرانهلث» صرفاً یک «تلاش نمادین» است یا یک «ضرورت استراتژیک» برای بقای ملی؟
بر همین اساس در یک میزگرد رسانه ای با حضور ادریس مازندرانی (برگزار کننده ایران هلث و عضو هیات مدیره انجمن برگزارکنندگان نمایشگاه های ایران)، علی مرادی (مدیر اجرایی ایران هلث)، محدثه پرهیزکاری (عضو اتاق بازرگانی تهران و مدرس دانشگاه)، حسنعلی موبدی (مدیرمسئول رویداد برتر)، میلاد محمدی (مدیرمسئول تیتر کوتاه) و سپیده قاضینژاد (مدیرمسئول پایگاه خبری موپنا) ابعاد مختلف لجستیک، اطلاعرسانی و مدیریت بحران در برگزاری رویداد های حوزه پزشکی و تجهیزات پزشکی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. با ما همراه باشید:
میلاد محمدی (مدیرمسئول تیتر کوتاه): ما امروز در نقطهای ایستادهایم که نیاز داریم یک تحلیل واقعبینانه و صریح از وضعیت برگزاری رویدادهای تخصصی، بهویژه در حوزه حساس و استراتژیک تجهیزات پزشکی داشته باشیم. حالا نکته اصلی این است که در میانه این تلاطمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی، واقعاً چه استراتژیای را باید در پیش گرفت؟ حقیقت این است که نگاهها به شدت دوقطبی شده؛ از یک سو، بخشی از بدنه صنف با رویکردی احتیاطآمیز معتقدند که در چنین اتمسفر پرتنشی، اساساً برپایی نمایشگاه نه تنها سودی ندارد، بلکه به صلاح اعتبارِ صنف هم نیست. اما در مقابل، دیدگاهی وجود دارد که میگوید نباید تسلیم بنبستها شد و معتقد است با اعمال فیلترهای دقیق، گزینش هوشمندانه و تغییر در کارکردهای سنتی، هنوز هم میتوان رویدادهای اثرگذاری را کلید زد. بنابراین من فکر می کنم برگزاری رویدادهای حوزه تجحهیزات پزشکی واقعا راه رفتن بر لبه تیغ است.

نمایشگاه؛ مدرسهای برای بقا و شتابدهندهای برای عبور از بنبستهای لجستیکی
ادریس مازندرانی (عضو هیات مدیره انجمن برگزارکنندگان نمایشگاه های ایران): در تعاریف قدیمی و سنتی، هر وقت از نمایشگاه یاد میشد، میگفتند «ابزار توسعه»؛ اما اصلاً اینطور نیست. ببینید، نمایشگاه یک شتابدهنده است. همانطور که مدرسه برای کشور زیربناست، نمایشگاه هم حالت مدرسه را برای تولیدکننده، شرکتهای بازرگانی و فعالان اقتصادی دارد. به همین دلیل است که ما همیشه از دولت انتظار داریم بیشترین حمایت را برای کاهش و پایین نگه داشتن هزینه مشارکت در نمایشگاهها (بهخصوص در ایران) داشته باشد.
من فکر میکنم این شتابدهنده در همه شرایط میتواند یک اکسیر و محرک برای برونرفت از هر بحرانی باشد. صنف تجهیزات پزشکی مسائل خاص خود را دارد که برخی از آنها لزوماً ربطی به بحرانهای امروز منطقه ندارد. یکی از مهمترین مشکلات این است که چون ابزارهای کنترلی حاکمیت بهروز نیست، معمولاً برای رفع مشکلات، مانعتراشی میکنند. مثلاً برای اینکه خدمات ارزان به مردم برسد (در دارو یا تجهیزات)، به تولیدکننده ارز ترجیحی میدهند و بعد متوقع میشوند که تولیدکننده زنجیره تأمین را تحت هر شرایطی حفظ کند؛ چون کالای پزشکی با جان مردم در ارتباط است و باید در مراکز درمانی حاضر باشد.
کالا تأمین میشود، اما بازگشت سرمایه چه؟ مرکز درمانی باید بهای کالا را بپردازد، اما نمیپردازد. تا پیش از این، میزان بدهی دولت به شرکتهای تجهیزات پزشکی حدود ۷۰ همت (هزار میلیارد تومان) بود که سازمان غذا و دارو بخشی از آن را پرداخت کرد، اما بخش عمدهاش باقی مانده است. تصور کنید شرکتی بیش از ۳۶ هزار میلیارد طلب دارد، با بحران مواجه است و از لحاظ مسئولیت اجتماعی هم از او انتظار میرود که کمبودی ایجاد نشود؛ آن هم با وجود محدودیت منابع دولت و دشواریهای واردات مواد اولیه. حالا در این شرایط حاد، چطور به این صنف میگویید از این شتابدهنده (نمایشگاه) استفاده کند؟
در حوزه پزشکی و تجهیزات پزشکی، الیماشاءالله نمایشگاه داریم! تعدد این رویدادها باعث بالا رفتن هزینهها میشود. علت این تعدد هم «واگرایی صنفی» است. تعداد تشکلهایی که در صنعت تجهیزات پزشکی و دارویی داریم، در هیچجای دنیا دیده نمیشود. این واگرایی باعث شده هزینههایشان بالا برود.بودجه هایی که باید صرف تحقیق و توسعه (R&D) میشد، اما صرف هزینههای نمایشگاهی میشود.
رقابتهای ناسالم باعث میشود تنشها در نمایشگاه بروز پیدا کند. من به عنوان برگزارکنندهای با بیش از بیست سال سابقه میگویم: با نمایشگاه نمیتوان جنگید. هر کس نمایشگاه را میدان جنگ قرار داد، شکست خورد و این موضوع بارها ثابت شده است. برای اعضای صنف خود ارزش قائل شوید؛ اعضای انجمنهای تولیدکننده و صادرکننده تجهیزات پزشکی، افرادی هستند که صادقانه تلاش میکنند. اگر از کارخانههای آنها بازدید کنید، میبینید با چه مشقتی زنجیره تأمین کشور را در این ۴۷ سال حفظ کردهاند. طبق آمار سال ۱۴۰۱، ما ۲۵۰ شرکت داشتیم که دارای استاندارد CE اروپا بودند و پتانسیل صادرات داشتند.
سپیده قاضینژاد (مدیر مسئول موپنا): در زمان بحران، نمایشگاه دیگر جای «فروش فیزیکی کالا» نیست، بلکه به «اتاق جنگِ بخش خصوصی»* تبدیل میشود. جایی برای شبکهسازیِ چهرهبهچهره جهت حل بنبستهای لجستیکی، توافق بر سر مدلهای جدید نقدینگی و از همه مهمتر، اعمال فشار دستهجمعی به بدنه حاکمیت برای اصلاح سیاستهای غلط. در واقع، نمایشگاه در زمان جنگ، «اکسیژنِ» صنف است؛ شاید هزینهبر و سخت باشد، اما توقف آن به معنای پذیرشِ مرگِ تدریجی صنعت در انزواست.به نظر می رسد شرکت ها برای برگزاری این نمایشگاه ها رغبت دارند که صنعت بتواند به حیات خود در این شرایط ادامه دهد.
اکسیری که جایگزین ندارد؛ چرا پلتفرمهای مجازی حریفِ معجزهی نمایشگاه نشدند؟
مازندرانی: نمایشگاه سه ضلع دارد که یک ضلع آن برگزارکننده است. مشارکتکننده هم باید به این نتیجه برسد که این مسیر به او کمک میکند. گاهی بیمار هستیم اما نمیپذیریم که باید به پزشک مراجعه کنیم. در اینجا نمایشگاه همان «شتابدهنده» و معجزهای است که هیچچیز، حتی پلتفرمهای مجازی دوران کرونا، نتوانست جای آن را بگیرد.
در ماه های گذشته درخواستهای زیادی از سوی شرکت های تجهیزات پزشکی برای برگزاری ایران هلث داشتیم. البته الان شرایط طوری نیست که فقط اراده شرکت کافی باشد. ما این تجربه را در دوران کرونا هم داشتیم؛ شرکتها متقاضی بودند اما سازمان غذا و دارو به دلیل پروتکلهای بهداشتی و ترس از آلوده شدن پرسنل خط تولید، محدودیت ایجاد میکرد. اکنون هم شرایط خاص است. یکی از دلایلی که شاید باعث تعویق نمایشگاه «ایرانهلث» شود (که هنوز قطعی نیست)، مسائل امنیتی و صیانت از سرمایههای انسانی است؛ نباید تمام متخصصان صنف را در یک زمان و مکان جمع کرد که خدایینکرده با یک اتفاق، زنجیره تأمین کشور آسیب ببیند. اما در پاسخ به سوال شما، قطعاً نمایشگاه در هر شرایطی (رکود یا اوج) به درد صنف میخورد.
نمایشگاه در هر شرایطی (چه صلح و چه جنگ) قابل برگزاری است، اما خروجیها متفاوت خواهد بود. در زمان صلح، راندمان صددرصدی داریم و در زمان جنگ، شاید با ده درصد راندمان روبرو باشیم. همانطور که راندمان نمایشگاه تهران با مشهد یا شیراز متفاوت است، راندمان «ایرانهلث» در شرایط عادی با شرایط بحرانی هم زمین تا آسمان تفاوت دارد. ما مسئول میزان سرمایهگذاری شرکتها هستیم. کشور ما پولدار است، اما این پول در دست تولیدکننده نیست؛ تولیدکنندگان امروز با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتهاند. در چنین وضعیتی، آوردنِ تولیدکننده به نمایشگاهی که هیچ عایدی و بازدیدی برایش ندارد، دور از انصاف و شرافت انسانی است.
محدثه پرهیزکاری (عضو اتاق بازرگانی تهران) بر این باورم که برگزاری نمایشگاه، حتی در سختترین شرایط، بهمراتب هوشمندانهتر از لغو یا تعویق آن است. اگر بخواهیم صریح و عامیانه به موضوع نگاه کنیم، تقویم اجرایی کشور نباید گروگان حوادث باشد؛ چرا که اگر قرار باشد مدام چشم به شرایط پیرامونی بدوزیم، هیچگاه زمان ایدهآلی پیدا نخواهیم کرد. یک روز درگیر پاندمی کرونا هستیم، روز دیگر با سایه جنگ روبرو میشویم و فردا ممکن است با چالشی کاملاً جدید و پیشبینینشده مواجه شویم.
چرخ حرکتِ رویدادهای تخصصی نباید تحت هیچ شرایطی متوقف شود. توقف یک رویداد، تنها لغو یک تقویم نیست، بلکه ایجاد سکته در جریانِ حیاتیِ اطلاعات و ارتباطات یک صنعت است. با این حال، نباید سادهانگارانه عمل کرد؛ همانطور که اشاره شد، ما باید با رویکردی “واقعگرایانه و منعطف” حرکت کنیم. یعنی ضمن اصرار بر برگزاری رویدادها، باید ملاحظات خاص امنیتی و تدابیر حفاظتی را با دقتِ مضاعف لحاظ کرد. در واقع، هنر ما باید این باشد که اجازه ندهیم زنجیره تأمین و تبادل دانش دچار گسست شود، اما همزمان، امنیتِ سرمایههای انسانی و مادی صنف را در بالاترین سطح ممکن در میان تلاطمها حفظ کنیم.

علی مرادی (مدیر اجرایی نمایشگاه ایران هلث): طبق تجربهای که ما از روند ثبتنام داشتیم، شرکتها اتفاقاً بسیار راغب به حضور هستند، اما نوعی «عدم قطعیت» و ابهام هنوز وجود دارد. من هم با شما همعقیدهام که رویدادها باید برگزار شوند؛ چون اگر بخواهیم منتظر بمانیم، باید بدانیم که در این کشور همیشه اتفاقات زیادی رخ میدهد و هر روز با ماجرای جدیدی روبهرو هستیم.
شرکتهای تجهیزات پزشکی هم مراقب هستند که این رویداد حتماً برگزار شود. ما نیز به عنوان مجری، ترجیحمان این است که نمایشگاه طبق برنامهریزی قبلی در تاریخ مقرر (، ۱۸ تا ۲۱ خرداد ) برگزار شود.
ما در سال ۱۴۰۱ موفق شدیم با رایزنیهای دو سه ساله، برای اولین بار پاویون ایتالیا را در نمایشگاه ایرانهلث داشته باشیم. البته این روند در سال ۱۴۰۰ هم شروع شده بود. پیش از آن، چون دو سال نمایشگاه توسط «پارک علم و فناوری پردیس» برگزار میشد و این پارک نهادی دولتی بود، در دنیا این ذهنیت ایجاد شده بود که چون دولت ایران تحریم است، خارجیها نباید مستقیم حضور پیدا کنند.
البته من فکر نمیکنم مراجع امنیتی هنوز به جمعبندی نهایی برای تعویق رسیده باشند. ما از لحاظ فرآیند اجرایی طبق برنامه پیش میرویم؛ یعنی همهچیز را آماده میکنیم، حتی جانماییها هم انجام شده است. اگر تصمیم بر این باشد که هجدهم برگزار شود، ما کاملاً آمادهایم؛ در غیر این صورت، فرآیند را در تاریخ جدید دنبال میکنیم.

صادرکننده تجهیزات پزشکی؛ قهرمانِ بیسنگر است
مازندرانی باید زمانی نمایشگاه را برگزار کنیم که بدانیم خروجی مثبتی دارد. امروز حضور در نمایشگاه برای هر شرکت، از اجاره زمین و غرفهسازی تا حقوق پرسنل، حدود متری ۲۴ میلیون تومان هزینه دارد. من به عنوان برگزارکننده، امینِ این سرمایهگذاری هستم و وظیفه دارم این هزینه را به نقطه مطلوب برسانم، نه اینکه حس نامطلوبی در مشارکتکننده ایجاد کنم. مدیریت نمایشگاه بینالمللی تهران هم به این موضوع واقف است و بهویژه در شرایط فعلی، تسهیلات خوبی فراهم کردهاند.
هر زمان نمایشگاه آسیب ببیند، صنف به مشکل میخورد. در دورانی که مدیریت نمایشگاه بینالمللی ضعیف بود، بیلبوردهای شهر پر شده بود از فروش اقساطی؛ چون انباشت کالا در انبارها زیاد شده بود. اما وقتی نمایشگاه وظیفهاش را درست انجام دهد، گردش نقدینگی و تراز تجاری مثبت میشود.
صادرکنندگان تجهیزات پزشکی مظلوم هستند واقعا. آنها علیرغم تمام محدودیتها، خلاقیت و تلاش شگفتانگیزی دارند. وقتی در نمایشگاه «ایرانهلث» راه میروید، از دیدن حجم تولیدات باکیفیت شرکتهای ایرانی واقعاً احساس غرور میکنید. در این میان، مهمترین وظیفه اتاق بازرگانی و سازمان غذا و دارو این است که ابتدا تولیدات را دستهبندی کنند. محصولاتی که استاندارد CE دارند، آماده صادرات هستند و باید با رایزنی در سفرهای دیپلماتیک، مسیر صادراتشان هموار شود. اما برای بسیاری از شرکتها، گرفتن استاندارد اروپا در شرایط تحریم یا غیرممکن است یا بسیار هزینهبر؛ به طوری که در سال ۱۴۰۱ هزینه اخذ این استاندارد برای هر محصول حدود ۳۰۰ میلیون تومان بود.
حسنعلی موبدی – مدیر مسئول رویداد برتر: فکر می کنم در یک فضای ایده آل شاید باید بر نقش اتاق های بازرگانی به عنوان قدرتمندترین بازوی بخش خصوصی هم تاکید کرد. بهر حال تحریم ها دولت را همواره در فشار می گذارد اما اتاق بازرگانی و اعضای آن می توانند کمک کننده باشند.
تیشه به ریشه تولید ملی با نمایشگاههای اقماری و سودجویی به اسم امتیاز بازآموزی
مازندرانی: باید وزارت بهداشت و اتاق بازرگانی با کشورهای دوست و همسایه (مانند عراق، افغانستان، پاکستان و کشورهای حوزه CIS) وارد مذاکره شوند تا کدهای نظارتی ایران (مثل کد IRC) را بپذیرند. یعنی قراردادی امضا شود که بر اساس آن، استاندارد اداره کل تجهیزات پزشکی ایران در آن کشورها هم معتبر باشد. واقعیت این است که هیچکدام از این کشورها (بهجز شاید روسیه) گستردگی شبکه بهداشت و درمان ما را ندارند؛ وقتی محصولی در شبکه بهداشت ایران با موفقیت مصرف میشود، قطعاً میتواند در آن کشورها هم مورد استفاده قرار گیرد. این ساماندهی کارِ یک شرکت یا یک تشکل نیست؛ بلکه همت دولت را میطلبد.
متأسفانه اتاق بازرگانی ما به جای اینکه به فکر خدماترسانی به اعضا باشد، بیشتر درگیر چالش با نمایشگاه بینالمللی تهران بر سر گرفتن مجوزهاست. اتاق بازرگانی باید به جای درخواست غرفه رایگان (که برای برگزارکننده بخش خصوصی هزینه سنگینی دارد)، با مدیریت نمایشگاه بینالمللی پروتکلی امضا کند و در مقابل، خدمات فنی و مهندسی تخصصی برای افزایش صادرات ارائه دهد. یا مثلاً «صندوق ضمانت صادرات»؛ غرفه دارند اما پرسنلشان حتی بلد نیستند خدمات خود را بهدرستی پرزنت کنند! تولیدکننده و بازرگان ایرانی واقعاً مظلوم است. ما در شرایطی که ادعا میشود دولت تحریم است، جورِ همهچیز را میکشیم. اگر تراز تجاری مثبتی داریم، ناشی از تلاش بخش خصوصی است، اما دولت پُز آن را میدهد. امیدوارم در سالهای آتی، نقش اتاق بازرگانی پررنگتر شود و به این تولیدکنندگان انگیزه بیشتری بدهد.
پرهیزکاری:: من تجربه حضور در «ایرانهلث» را دارم، اما در مورد نمایشگاههای شهرستانی یا رویدادهایی که در «ایرانمال» (عمدتاً برای صنف دندانپزشکی و چشمپزشکی) برگزار میشود، باید بگویم هر کدام انجمنهای تخصصی خود را دارند. ایدهآل این است که برگزارکنندگان با هم متحد شوند و یک نمایشگاه واحد و قدرتمند برگزار کنند تا هم بازدیدکننده خارجی بهتر جذب شود و هم اتاق بازرگانی بتواند به تولیدکنندگان کمک کند؛ اما متأسفانه این اتفاق نمیافتد.
مازندرانی: دلیلش این است که فلان انجمن به طور غیر تخصصی یک کنگره علمی برگزار میکند و در کنارش نمایشگاه جانبی راه میاندازد. کنگره باید آورده مالی داشته باشد، اما نه به قیمت نابودی نمایشگاههای تخصصی. الان برخی به اسم آموزش و امتیاز بازآموزی برای پزشکان، فضاهای نمایشگاهی را ۴ تا ۵ برابر قیمت شرکت سهامی نمایشگاهها واگذار میکنند. این بیشتر شبیه سودجویی است تا کار علمی! در تمام دنیا،
کنگره نهایتاً ۵۰ متر فضای جانبی برای اسپانسرهایش دارد، اما اینجا در هتل المپیک، برج میلاد یا دانشگاههای شهید بهشتی و ایران، ۲ تا ۳ هزار متر فضای نمایشگاهی در کنار کنگره ایجاد میکنند که تیشه به ریشه تولیدکننده میزند.
عجیب است که وزارت بهداشت یک بار هم نیامده بگوید پزشکانی که از نمایشگاه «ایرانهلث» بازدید میکنند و با تکنولوژیهای جدید تولید داخل آشنا میشوند، امتیاز بازآموزی دریافت کنند. پزشکان باید این تولیدات را مصرف کنند، اما وزارت بهداشت بستری برای این آشنایی فراهم نمیکند.
نمایشگاه در زمان بحران؛ ابزاری برای “حفظ بازار” نه “توسعه بازار”
علی مرادی: اینکه پزشکان در نمایشگاهی مثل «عربهلث» دبی از سراسر دنیا جمع میشوند اما در ایران کمتر حضور مییابند، به فرهنگ نمایشگاهی ما برمیگردد. آنها در واقع فقط یک هاب (Hub) قدرتمند دارند. در حالی که ما در ایران تولید و اصالت داریم، اما در سازماندهی و جذب متخصص (مانند پزشکان و اساتید دانشگاه) ضعیف عمل کردهایم. ما در ایران، تولیدکننده و صاحب تکنولوژی هستیم.
با این همه پتانسیل و تولیدات ملی، اگر هماهنگی میان وزارت بهداشت، دانشگاهها و برگزارکنندگان ایجاد شود، ایرانهلث میتواند به مرجعی بسیار بزرگتر از رویدادهای منطقهای تبدیل شود.
اگر میگویم در این شرایط هم می شود نمایشگاه برگزار شود، با این پیشفرض است که بدانیم این نمایشگاه دیگر به درد «توسعه بازار» آن شرکت نمیخورد؛ چون آن تولیدکننده اصلاً مواد اولیه ثابتی ندارد که بخواهد برای فروش بیشتر برنامهریزی کند. نمایشگاه در این مقطع، صرفاً به درد «حفظ بازار» و اعلام حضور میخورد.
حالا سؤال اینجاست: از میان ۷۰۰ شرکتی که مثلاً در نمایشگاه «ایرانهلث» شرکت میکردند، چند شرکت استراتژی «حفظ بازار» دارند و حاضرند فقط برای اینکه بگویند «ما هنوز هستیم»، هزینه کنند؟ قطعاً تعدادشان بسیار کم خواهد بود.
سپیده قاضی نژاد: امسال به نظر می رسد شرایط برگزاری اغلب نمایشگاه های حوزه پزشکی با بحران هایی همراه باشد. چه بسا به دلیل تشدید تنش ها در منطقه خاورمیانه احتمالا نمی توان انتظار زیادی از برگزاری موفق عرب هلث در دوبی نیز داشت.
حساسیت حوزه پزشکی خصوصا در زمینه تجهیزات و صنایع وابسته، برگزاری رویدادهای نمایشگاهی را به رویکردی الزامی و اجباری بدل کرده است. حال آنکه در شرایط جنگی نیاز به تقویت صنایع مرتبط با بهداشت و درمان بیش از پیش احساس می شود.
خلاء دستورالعمل در شرایط اضطرار برای برگزاری نمایشگاه ها
حسنعلی موبدی: صنعت نمایشگاهی پس از جنگ هشتساله، بحران جدیای را تجربه نکرده بود تا اینکه با کووید-۱۹ مواجه شدیم. در آن دوره پس از شش ماه ، با هماهنگی وزارت کشور به پروتکلهایی رسیدیم که تکلیف برگزاری یا تعطیلی رویدادها را در شرایط قرمز و زرد مشخص میکرد. اما متأسفانه در بحرانهای اخیر ــ از حوادث دیماه ۱۴۰۴ تا جنگ دوازدهروزه ــ با وجود تعطیلی نمایشگاهها، هیچ پروتکل مدونی تدوین نشد.
امروز شاهدیم که برخی مراکز نمایشگاهی شرکتها را به برگزاری رویداد اجبار میکنند، در حالی که رئیسجمهور رسماً اعلام میکند مردم خودشان را برای سناریوهای بحرانی آماده کنند. پرسش کلیدی اینجاست: در شرایطی که میان «جنگ و صلح» معلق هستیم، آیا باید نمایشگاه را به هر قیمتی برگزار کرد؟ وقتی مشارکتکننده به یکسوم و بازدیدکننده به یکچهارم کاهش یافته، آیا اولویت صنعت هنوز هم نمایشگاه است؟
میلاد محمدی: نمایشگاه در هر شرایطی (چه صلح و چه جنگ) قابل برگزاری است، اما خروجیها متفاوت خواهد بود. در زمان صلح، راندمان صددرصدی داریم و در زمان جنگ، شاید با ده درصد راندمان روبرو باشیم. همانطور که راندمان نمایشگاه تهران با مشهد یا شیراز متفاوت است، راندمان «ایرانهلث» در شرایط عادی با شرایط بحرانی هم زمین تا آسمان تفاوت دارد. کشور ما پولدار است، اما این پول در دست تولیدکننده نیست؛ تولیدکنندگان امروز با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتهاند. در چنین وضعیتی، آوردنِ تولیدکننده به نمایشگاهی که هیچ عایدی و بازدیدی برایش ندارد، دور از انصاف و شرافت انسانی است.
تجربه جهانی نشان میدهد که حتی در بحبوحه جنگ جهانی دوم، آلمان نمایشگاههای خود را تعطیل نکرد. این یعنی نمایشگاه اهمیت دارد، اما به شرط آنکه بدانیم «چه رویدادی» را با «چه پروتکلی» برگزار کنیم. ما در دوران کرونا نمایشگاه «ایرانکروتک» (دستاوردهای کرونا) را برگزار کردیم که تهدید را به فرصت تبدیل کرد. امروز هم نمایشگاه میتواند برگزار شود ام ابا در نظر گرفتن موارد تخصصی و امنیتی.
قاضی نژاد: با توجه به اینکه به خاطر شرایط جنگی، دانشگاهها مدت زیادی است که غیرحضوری شدهاند و دانشجوها از محیطهای عملی دور ماندهاند، برگزاری نمایشگاهی مثل «ایرانهلث» فرصت خیلی مهمی برای جبران این کمبودهاست. این نمایشگاه نباید فقط جایی برای خرید و فروش باشد، بلکه باید به یک «کلاس درس بزرگ و زنده» تبدیل شود. در واقع حالا که فرصت لمس نزدیک تجهیزات پزشکی در محیطهای دانشگاهی محدود شده، بخش آموزشی نمایشگاه باید با برگزاری کارگاههای عملی و آشنا کردن دانشجوها با تکنولوژیهای جدید، آن فاصلهای را که آموزش مجازی ایجاد کرده پر کند. این کار باعث میشود نسل جدید متخصصان، با وجود تمام سختیهای فعلی، از نظر مهارتهای فنی از بدنه صنعت عقب نمانند.
مازندرانی: سؤال این است: اگر در این شرایط تصمیم به برگزاری «ایرانهلث» گرفتیم، برای بازدیدکنندهای که به دلیل مسائل امنیتی یا زیرساختهای تخریبشده نمیتواند حضور یابد، چه تدبیری اندیشیدهایم؟ درست است که در بحران، منابع خودِ برگزارکننده هم محدود میشود، اما باید تمام تلاشمان را بکنیم تا شرکتکننده حداقل ضرر را ببیند.
ما باید نگاهمان را تغییر دهیم؛ پول و سرمایه هر شرکتی، در واقع بخشی از منابع ملی این کشور است. نباید اجازه دهیم سرمایه یک تولیدکننده در مسیری هزینه شود که کمترین راندمان را داشته باشد. ما به عنوان برگزارکننده نمایشگاه، باید این «شرافت حرفهای» را حفظ کنیم.
من یک پیشنهاد نهایی برای سایت نمایشگاه بینالمللی تهران و سایر استانها دارم: حالا که سالنها به دلیل بحران خالی است، شرکتهای نمایشگاهی باید به مسئولیت اجتماعی خود عمل کنند. اصناف و انجمنهایی که در روزهای اوج، همیشه پای کار نمایشگاه بودند و سود رساندند، امروز دچار مشکل هستند. بیایید این سالنهای خالی را به صورت رایگان یا با هزینه حداقلی در اختیار اتحادیهها و تشکلها بگذاریم تا همایشها، نشستهای همفکری و رویدادهای صنفی خود را برگزار کنند. این بهترین راه برای زنده نگه داشتن بدنه صنعت تا بازگشت ثبات به کشور است.
بیایید این سالنهای خالی را در اختیار تشکلها قرار دهیم تا بتوانند نشستهایی برای رفع چالشهایشان برگزار کنند. این فضاها میتواند بستری باشد تا مدیران ارشد و تصمیمگیران مربوطه (در سطوح مختلف دولتی یا حاکمیتی) را دعوت کنند، دور هم بنشینند و برای خروج از این وضعیت انقباضی راهحل پیدا کنند. وقتی تولیدکننده نمیتواند کالا صادر کند یا مواد اولیه بیاورد، حداقلِ کار این است که تریبونی برای بیان مشکلاتش داشته باشد.
بیایید این سالنهای خالی را در اختیار تشکلها بگذاریم تا همایشها و نشستهای تخصصی برای رفع چالشهایشان برگزار کنند. مدیران ارشد و میانی کشور، همگی نسبت به محیط نمایشگاه حس مثبت و خاطرات خوشی دارند؛ باید از این پتانسیل استفاده کنیم و آنها را به نمایشگاه بکشانیم تا پای حرفهای تولیدکنندگان بنشینند.
شاید در شرایط جنگی، عدهای بگویند وقتِ دردودل نیست، اما من معتقدم دقیقاً در همین روزها ما باید «زبان گویای» صنایع باشیم. بهترین کارکرد صنعت نمایشگاهی و سایتهای استانی در این روزهای بحرانی، میزبانی از نشستهای «رفع موانع تولید» است؛ چه برای تولیدکننده، چه بازرگان و چه بخش خدمات. همیشه نباید به دنبال گرفتنِ پول و اجاره سالن بود؛ جایی هم باید به مسئولیت اجتماعی فکر کرد تا این چرخه و شبکه انسانی برای روزهای آینده حفظ شود.
انتهای پیام/



